تبليغاتX
آدم و حوا
این قابیل ما می خواست یه کار آزاد واسه خودش راه بندازه چون به برکت این انقلاب و سیستم اداری

دیگه کار دولتی گیر آوردن محاله مگر اینکه یه پارتی توپ داشته باشی

خلاصه رفتیم بانک های اسلامی این مملکت تا یه وام اسلامی با درصد مناسب مثلا ۱۵ یا ۱۶ درصد

بگیریم شما بگو یه بانک اعم از دولتی یا خصوصی وام داد که نداد

دریغ از ۲ ملیون تومن جواب میدونید چی بود

آقا جلو وام هارو بستن وام نمیدیم

پول نداریم

یا میگن هرچقدر میخواهی وام بگیری همون قدر پول تو بانک بذار ۶ ماه بعد بیا همون مقدار وام بگیر

خب مگه مغز خر خوردیم اگه همون مقدار پول داشتیم مگه مرض داشتیم وام بگیریم اون هم وام نه

نزول اسلامی!

خلاصه بعد از کلی بالا و پایین رفتن به قابیل گفتم پسر جان حتما بعلت بحران اقتصادی که دنیا رو گرفته

مملکت ما هم پول نداره

قابيل يه پوزخندي بهم زد و گفت پدر جان واقعا ساده اي(راست ميگفت اگه ساده نبودم به خاطر يه

سيب فزرتي كه بهشت رو ول نمي كردم)

بعد بهم گفت تو فكر ميكني واسه همين جشنهاي دهه فجر چقدر خرج كردن؟

گفتم نميدونم اونم گفت براورد كردن 100 مليارد تومن كه من فكر ميكنم بيشتر هم باشه

برق از سه فازم پريد

گفت مگه نميگن كمبود برق و آب و .... داريم؟

گفتم چرا گفت پس اين همه چراغوني كه ميشه برقش رو از كجا ميارن

ديدم راست ميگه پول ما ،برق ما ،حق ما، مال ما نيست

بعد اخبار رو نگاه ميكني همش ميگن نداريم ؛درست مصرف كنيد!

قسم حضرت عباس رو باور كنيم يا دم خروس رو!!

نوشته شده توسط آدم و حوا در ساعت 11:10 | لینک ثابت |