تا زماني كه خون دوستانمان بر اين خاك فرو ميريزد
خنده گلوله اي از جانب دژخيم بر جان مردم است
مرحوم هابیل و حساب و کتاب قرض و قوله های مختلف سرمون رو گذاشتیم رو بالش تا بخوابیم
از شانس خوب ما مرحوم دهخدا عینهو اجل معلق پرید تو خوابمون وبا کلی اوامر
اهم اوامرشون هم راجع به تصحیح لغت نامه و اضافه و کم کردن چندتا لغت بود و عصبانیت مفرط
گفتم: چرا اینقدر عصبانی تشریف دارید
ایشون عرض کردن
بسی رنج بردم درین سال سی عجم زنده کردم بدین پارسی
گفتم: جناب دهخدا این که مال مرحوم فردوسی بود شما دیگه حداقل قانون کپی رایت رو رعایت کنید
گفت: نادان غرض توضیح حال آشفته ام بود
گفتم : چی شده مگه
گفت : فکر کن اینهمه زحمت بکشی و کل گویش ها و اقوام ایران رو بگردی تا تمام معانی یک کلمه رو
توضیح بدی با تمام مثالهاش بعد یکی پیدا بشه که سرتا پاش مثال نقض باشه واسه اون کلمه
گفتم: کدوم کلمه و چه کسی نقضش کرده؟
گفت : مهرورزی و عدالت محوری
بعد آهی کشید و گفت شما برو معنی این کلمه رو تو کتاب من بخون لذت میبری و سراپا خوشی
میشی اما یکی پیدا میشه خودش و گروهش رو همچین میچسبونه به این کلمه که دیگه جداکردنش
کار حضرت فیل هم نیست پس یه خواهش دارم برو از کلیه کتاب های من معانی این دوتا کلمه رو
پاک کن و جاش این هارو بنویس
مهرورزی = عدالت محوری : (اسم مصدر کلاه برداری ): سربه نیست کردن مخالفان ، تاراج خزانه ،
گردش های سالیانه در کل کشور و خارج کشور ( استاد بزرگ مارکوپولو ) به اسم بازدید ،کاپشن ،
چو ایران باشد سر او مباد ، ویرانی مملکت ، روابط خارجی عالی با کشورهای ناشناخته ،
خلیج عربی ،خوشگلا باید برقصن ،بی ادبی ، غزه ، تورم و ...
مثال : محمود احمدی نژاد
دیگه کار دولتی گیر آوردن محاله مگر اینکه یه پارتی توپ داشته باشی
خلاصه رفتیم بانک های اسلامی این مملکت تا یه وام اسلامی با درصد مناسب مثلا ۱۵ یا ۱۶ درصد
بگیریم شما بگو یه بانک اعم از دولتی یا خصوصی وام داد که نداد
دریغ از ۲ ملیون تومن جواب میدونید چی بود
آقا جلو وام هارو بستن وام نمیدیم
پول نداریم
یا میگن هرچقدر میخواهی وام بگیری همون قدر پول تو بانک بذار ۶ ماه بعد بیا همون مقدار وام بگیر
خب مگه مغز خر خوردیم اگه همون مقدار پول داشتیم مگه مرض داشتیم وام بگیریم اون هم وام نه
نزول اسلامی!
خلاصه بعد از کلی بالا و پایین رفتن به قابیل گفتم پسر جان حتما بعلت بحران اقتصادی که دنیا رو گرفته
مملکت ما هم پول نداره
قابيل يه پوزخندي بهم زد و گفت پدر جان واقعا ساده اي(راست ميگفت اگه ساده نبودم به خاطر يه
سيب فزرتي كه بهشت رو ول نمي كردم)
بعد بهم گفت تو فكر ميكني واسه همين جشنهاي دهه فجر چقدر خرج كردن؟
گفتم نميدونم اونم گفت براورد كردن 100 مليارد تومن كه من فكر ميكنم بيشتر هم باشه
برق از سه فازم پريد
گفت مگه نميگن كمبود برق و آب و .... داريم؟
گفتم چرا گفت پس اين همه چراغوني كه ميشه برقش رو از كجا ميارن
ديدم راست ميگه پول ما ،برق ما ،حق ما، مال ما نيست
بعد اخبار رو نگاه ميكني همش ميگن نداريم ؛درست مصرف كنيد!
قسم حضرت عباس رو باور كنيم يا دم خروس رو!!
نميدونم شايد اينم يه حرف دل قديمي باشه كه به پيشنهاد يكي از دوستان دارم ازش
پرده برميدارم و پيشاپيش اگر به مذاق يكسري از دوستان خوشايند نيست پوزش مي طلبم!
عرب يا ضد عرب
بستگي داره از چه جهتي به اين قضيه نگاه كنيم
يك ايراني يا يك انسان؟
اگه از منظر يك ايراني خشك تعصب به اين قضيه نگاه كنيم(مخصوصا اگه دو آتيشه باشه) خب اينها يك
مشت موجود سوسمار خورن كه به مملكت ما حمله كردن و تمام تمدن و كتاب هاي مارو از بين بردن
و ... و هر عربي كه ميبينيم بايد اگه تونستيم يا بزنيم و يا تحقير كنيم و يا حداقل از خشم اونقدر
دندونهامون رو بهم فشار بديم تا بشكنه!
اما اگه از منظر يك انسان به اونا نگاه كنيم انساهايي هستند مثل انسانهاي ديگه كه داراي رسوم
و عقايد خاص خودشون هستند و زندگيشون رو ميكنن
و حالا ميخوام از نگاه يك ايراني كه انسانيت رو هم ميخواد لحاظ كنه نگاه كنم
اول ميخوام چند كشور مهم عربي رو بررسي كنم(به نقل از اطلس جامع گيتاشناسي)
عربستان-----> تاريخ استقلال ۲۳/۹/۱۹۳۲ از كشور انگلستان
عراق------> تاريخ استقلال ۳/۱۰/۱۹۳۲ از كشور انگلستان
امارات-------> تاريخ استقلال ۲/۱۲/۱۹۷۱ از كشور انگلستان
سوريه------> تاريخ استقلال ۱۷/۴/۱۹۴۶ از كشور فرانسه
اين چند كشور مهم عربي هنوز ۷۰ سال از تاريخ استقلالشون نگذشته و در قبل از اين ۷۰ سال سه
كشور مهم و همسايه ما مستعمره انگليس بودن درست مثل ما (نفوذ انگليس در ايران اونقدر بود كه
بتونم واژه مستعمره رو لحاظ كنم ) با اين تفاوت كه توسري خور ما بودن
و اصولا براي ايراني جماعت مهم نبودن بجز اماكن مذهبي اون كشورها
خب سياست چي ميگه؟
وقتي كشوري مثل انگلستان اين چند كشور رو زير سلطه خودش داره بايد تفرقه باشه تا حكومت كنه
خب ايران داراي تمدني كهن و شاهانه و عربها رسما از ۱۴۰۰ سال پيش كه يك مذهب رسمي با
كشورگشايي هاي فراوان رو بوجود آوردن مطرح شدند رو دربرابر هم قرار دادند
يك زخم كهنه
ايراني امروزي كه تمام بدبختي ها و عقب موندگي ها و .... رو از چشم همين عرب و طرفداران مذهب
اسلام ميبينه و فرياد واحسرتاي اون تمام عالم رو پركرده و حسرت ميخوره به دوران داريوش و كوروش
و هنوز تو روياي اون امپراطوري با عظمت و توهم اون زندگي ميكنه و هنوز احساس ميكنه كه من
ايراني به تمام دنيا ارجحيت دارم و سرور تمام دنيا هستم اگر ميبينيد به اين روز افتادم تقصير همين
عرب ملخ خور و سوسمار خوره كه نژاد كياني مارو پست كرد
من همان ايراني هستم كه حداقل ۵۰۰۰ سال تمدن رو در خاكم دارم و بزرگترين امپراطوري رو داشتم
و پادشاهان من حقوق تمام انسانها رو رعايت ميكردن و تمام مردم دنيا رو از يوغ اسارت و بندگي
آزاد ميكردن
و فقط اون امپراطوري هاي وحشي غربي بودن كه ميزدن و ميكشتن و استثمار ميكردن
ميبينيد از بچگي تا حالا بي كم و كاست اين هارو تو مغز ماها فرو كردن و هي بادمون كردن و هي
بادمون كردن و بردن بالا اونقدر كه از خاكمون جدا شديم
اونقدر كه يادمون رفت كوروش و داريوش و هركس ديگه فقط اسم بودن
ايراني و مردمش بودن كه اين هارو شناسوندن و كبيرشون كردن
همين مردم هم بودن كه عرب هارو به اين خاك راه دادن چون حالشون از هرچي مغ و پادشاه بود
بهم ميخورد و زرتشتي ها مردم را به اسارت كشيده بودن
و چرا هيچ كس فكر نكرد كه كوروش و داريوش نميتونستن بدون كشتن كشورگشايي كنن و
امپراطوري راه بندازن و اگر دلشون بحال اون مردم بدبخت ميسوخت بعد از آزاد كردنشون از يوغ اسارت
ديگه ازشون باج و خراج نميگرفتن
چرا از يوناني ها متنفر نيستيم؟
چرا از مغول ها متنفر نيستيم؟
چرا از روسها متنفر نيستيم؟
چرا از انگليسيها متنفر نيستيم؟
بلاهايي كه يوناني و مغول و روس و انگليس بسر ايران آورد اگه بيشتر از عربا نباشه كمتر نيست
ايراني يك روز كوروش و داريوش و كاوه و.... ميسازه و مردمش سرشار از محبت و دوستي
و ايراني امروز فقط بغض و كينه و دشمن تراشي رو ياد گرفته
ما حتي همديگر رو هم دوست نداريم
ما همسايه مون رو ايراني نميدونيم يا واسمون تركه يا لر يا شمالي و يا جنوبي
ما نژاد شده ايم نه ملت
ما نژاد پرست شده ايم
نميدانم تاريخ خود تصميم خواهد گرفت
ما فراموش شده ايم
خلاصه ما مثل دو کبوتر عاشق داشتیم کنار خیابون راه میرفتیم که یهو یه ماشین
با سرعت از کنارمون رد شد و چون عمرا تو کوچه و خیابونای ایران آب جمع نمیشه
اگه فکر کنید ما یه حتی یه دره خیس شدیم سخت در اشتباهید!
فقط داشتم به این فکر میکردم اگه یه ذره تو این مملکت آزادی بود و میشد با مایو اومد بیرون
عمرا استخر نمیرفتم و روزای بارونی کنار خیابون می ایستادم
چون آب که همون آبه فقط آب تو خیابون کلر نداره و چشمارو نمیسوزونه
خلاصه با حوا یه مقدار برای پدر و مادر اون راننده فهیم طلب آمرزش کردیم که همچین نخبه ای رو
تحویل جامعه داده
همچنان به پیاده روی ادامه دادیم ، کم کم پیاده رو شلوغ شد و افراد مختلفی رو میدیدیم
حدودا ۷۰ درصد با موبایل بلند بلند حرف میزدن و از این ۷۰ درصد حدود ۹۰ درصدشون آموزش فحش و
کلاه برداری میدادن به مردم
اون ۳۰ درصد بقیه هم عجله داشتن یا تو هپروت بودن
در هر صورت فرقی نمیکرد چون بلاخره بهت تنه رو میزدن
خلاصه با تنی کوفته از ضربات مردم و لباسی خیس از چاله های خیابون و آموزش انواع فحش و
دروغ گویی اومدیم خونه و جای همه دوستان رو خالی کردیم
و از این به بعد توافق کردیم که برای پیاده روی بریم رو پشت بوم قدم بزنیم
البته اگه شانس منه اونجا هم پرنده ها یه حال اساسی بهمون میدن
گفتیم بزنیم به نام حوا که اینقدر مثل پتک نزنه تو سره ما که هیچ کاری براش نکردیم
خلاصه ماشن رو به اسم اون زدیم و خوشحال و خندان رفتیم سمت مرکز تعویض پلاک
روز اول رفتیم ساعت ۱۰ صبح که دیدیم صف از کجا تا کجاست
گفتیم امروز که نوبت به ما نمیرسه حداقل مدلرک مورد نیاز رو ببینیم چیه
خلاصه رفتیم لیست مدارک رو برداشتیم و مدارک رو آماده کردیم
صبح فردا ساعت ۸ رفتیم و دیدیم که ای بابا صف همچنان انتها نداره
به یه نفر که وسط های صف بود گفتیم شما ساعت چند اومدی که نفر صدمی؟
گفت از ۴ صبح اینجام
چشمام چهارتا شد
خلاصه ما دیدیم که اون از ۴ صبح اینجا بوده نفر صدم شده از ساعت ۱۲ شب اومدم تو صف
وقتی اومدم دیدیم نفر ۱۵ شدم!
خلاصه تا صبح خوابیدم و صبح رفتیم تو مرکز دیدیم همه بدو بدو میکنن
من هم پشت سرشون رفتم و تو یه صف واسه نوبت موندیم و نوبت گرفتیم شد ساعت ۳۰/۷
تا ساعت ۸ منتظر مامور محترم تایید شماره شاسی و موتور شدیم
بعد برو تو صف بانک و...
۲۵ هزار تومن هم ناقابل از ما گرفتم برای تعویض پلاک
پیش خودم گفتم حتما پلاکش نقره ایه یا طلاییه که واسه دو تا پلاک ۲۵ هزار تومن میگیرن
خلاصه دو پلاک مثل همه پلاکا بهمون دادن و پلاک قبلی ها رو هم کندن و پیش خودشون نگه داشتن
تا دفه بعد باز ۲۵ هزار تومن بگیرن
ساعت ۱۱ کار ما تموم شد و اومدیم بیرون
۱۱ ساعت انتظار و ۲۵ هزار تومن پول و بی خوابی و... به خاطر یه تعویض پلاک!
این چند وقت که تحقیق کردم یه سری شباهت های عجیبی بین انقلاب و رژیم قبلی دیدم
تو دوره قبلی شاه نیروهای مسلح دستش بود الان رهبری
یعنی عملا رییس جمهور با رای های ملیونی هیچ کاره
یعنی مردم هیچ کاره
تو دوره قبلی دادگستری هم دست شاه بود یعنی قوه قضاییه فعلی
الان هم که دست یک شخص بجز رییس جمهوره و وزیر دادگستری هم هیچ کاره
یعنی باز هم مردم هیچ کاره
تو دوره قبل ساواک هم زیر نظر شاه بود
الان هم اطلاعات زیر نظر رهبری وزیر اطلاعات هم یه پست نمایشی
یعنی باز هم رییس جمهور و مردم هیچ کاره
تو دوره قبل سیاست مداران با هم فامیل بودن
الان هم که همینطوریه
تو دوره قبل جوونای معتاد کمتر از الان بودن
تو دوره قبل حلبی آباد بود که مردم الان پول ندارن حلبی بخرن میرن زیر پل میخوابن
تو دوره های قبل خانه های فحشا بود که الان هم هست و چند برابر هم شده
تو دوره قبل شکاف طبقاتی بود الان هم هست بیشتر هم شده
تو دوره قبل قدرت دست شاه و شاهزادگان بود
الان دست آخوند و مذهبیون
میبیند فقط اسامی عوض شده آش همون آشه فقط جاش عوض شده
قضاوت با خودتون
ما چه کردیم؟

